تبلیغات
علی آباد سبزدشت - مطالب متفرقه
 
علی آباد سبزدشت
                                                        
درباره وبلاگ

روستای علی آباد سبزدشت در فاصله 86کیلومتری از شهرستان بافق در مرکز دهستان سبزدشت قرار دارد .این روستا به نقل بزرگان آبادی حدود 300سال قدمت دارد . ابتدا علی آباد نیزاری بود که مقداری اب از زیر ان جاری می شد . باجگانیها که مالک کو شکوئیه نیز بودند ،استخر کوچکی درست کردند کشت و کاری کردند و انجا را مالک شدند .بعدها قنات احداث کردند ،کشاورزی رونق گرفت و ساکن شدند .
مدیر وبلاگ : A-j
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خرید و فروش فایل
یکشنبه 18 خرداد 1393 :: نویسنده : Omid Rahimi
dsc00257.jpg

شهرستان چادگان با وسعتی حدود ۱۲۰۰ كیلومتر مربع در غرب استان اصفهان بافاصله 120 كیلومتر از مركز استان ودرفاصله 492 كیلومتری تهران قراردارد.چادگان یكی ازشهرهای زیبای استان اصفهان وقطب گردشگری این استان محسوب می شود.مراكز تفریحی زیبا با ویلاهای افسانه ای همچون دهكده فرهنگی تفریحی زاینده رود،مناطق ویلایی سه گانه ذوب آهن ویلاهای شهرداری وآموزش وپرورش دراین شهرستان قرار دارد.سواحل زیباودیدنی دریاچه سد زاینده رود مجموعه سد زاینده رود با بیشه ها،فضای سبز،تاج سدوغیره ازدیگر دیدنیهای این شهرستان می با شد.دركنار منظرطبیعی زیبا،آثار تاریخی و اماكن مذهبی زیادی درشهرستان چادگان وجود دارد كه هر جهانگرد و ایرانگردی را به شگفتی و حیرت وا می دارد. جمعیت این شهرستان حدود 40هزار نفر و با تركیب اقوام ترك،لر،فارس است.كه غلبه با اقوام ترك حدود70درصد می باشد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شنبه 17 خرداد 1393 :: نویسنده : Omid Rahimi
dsc00291.jpg

این پل یکی از بناهای با ارزش و قدیمی استان است که در 29 کیلومتری شمال شهرکرد قرار دارد. در ادوار گذشته ایلات و عشایر بختیاری از روی آن آمد و شد می کردند. پل به دست یکی از رؤسای عشایر به نام زمان خان به صورت دو دهنه هشت متری احداث شده است. این بنا دوبار یکی در سال 1022 ‏توسط کارگزاران حکومت صفوی و بار دوم در سال 1321 شمسی به وسیله حاج عبدالحسین قزوینی مالک قریه جمعالی به طور کامل تعمیر و مرمت شد و با احداث دیوار سنگی در طرفین آن ، استحکام آن دو چندان شد.
آدرس :29 کیلومتری شمال شهرکرد




نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : A-j
    

Konos خواص دارویی ازگیل

ازگیل، میوه درختی است که در اواخر پاییز و اوایل زمستان می رسد.گل های درخت ازگیل، سفید و میوه‌آن شبیه زالزالک است، با این تفاوت که میوه ازگیل درشت تر و قهوه ای رنگ و طعمش شیرین و کمی گس است. هسته آن را می کارند و درخت ازگیل را به درخت گلابی نیز پیوند می زنند.
قسمت های مورد استفاده درخت ازگیل، برگ و میوه آن است. اسم فارسی ازگیل «اردف» و «گیل»بوده است.

خواص ازگیل :
ازگیل سرشار از ویتامین های «ب» و «ث» و قند، تانن و سلولز و اسید سیتریک است.
ازگیل دارای مقدار زیادی هیدرات کربن است که مولی انرژی است .
ازگیل دارای ماده ای به نام تانن است که بهترین دارو برای درمان عفونت های روده بزرگ است.
ازگیل در تقویت خون بدن مؤثراست.
ویتامین «ب» ازگیل، اعصاب را تقویت می کند و از نظر تغذیه اهمیت دارد.
ازگیل را به صورت خام به عنوان میوه لذیذ، مطبوع و تقویت کننده مصرف می کنند و از آن شربت و کنسرو ازگیل تهیه می کنند.
مصرف ازگیل خام یا کنسرو ازگیل در معالجه اسهال ساده اثر قطعی دارد.
خورن ازگیل خام و خصوصاً نارس آن که تانن بیشتری دارد در معالجه خونریزی های داخلی مانند:بواسیر، خونریزی رحمی و غیره اثر شفا بخش دارد.
ازگیل در معلجه ورم روده به کار می رود، به این منظور باید ۲۳۰ گرم ازگیل رسیده را پس از جدا کردن پوست و دانه، در کمی شیر حل نموده و مصرف نمود.
در معالجه زخم دهان و تورم مخاط گلو مؤثر است.
ازگیل قبض کننده روده ها است. ازگیل کار روده ها را تنظیم می کند. ازگیل ادرار آوراست.
ازگیل دارای اسید مالیک، تانن، اسید سیتریک و اسید تاتاریک است و از نظر غذایی شبیه «به»است.
ازگیل میوه ای بسیار مقوی است زیرا قدرت اُسمزی خون را بالا می برد.
ازگیل به علت داشتن املاح سیتریک، رمالیکو تاتاریک، ترشی خون را از بین می برد.
ازگیل مواد معدی را مرتب می کند و برای اسهال بسیار مفید است.
میوه تازه و رسیده ازگیل یا کنسرو آن برای درمان اختلاق قاعدگی خانم ها کاملاً مفید است.
جوشانیده نیم گرم برگ ازگیل، سالک را درمان می کند.
جوشانده برگ ازگیل به صورت بالا،‌پوست های ظریف را تقویت میکند و برفک را معالجه می نماید.

غرغره کردن با جوشانده برگ ازگیل، آبسه دهان و گلو را درمان می کند. اگر هر روز سه بار با جوشانده برگ ازگیل غرغره شود، آنژین را معالجه می نماید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 19 دی 1392 :: نویسنده : N43er J

بعد از چهار سال!!!






نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 21 مهر 1392 :: نویسنده : A-j

پسیل معمولی پسته Agonoscena  Pistaciae         

پسیل معمولی پسته مهمترین آفت پسته است که باغداران به آن شیره خشک می گویند . زیرا عسلک دفع شده ازانتهای بدن پوره های این آفت درمقابل هوا خشک شده ، تبدیل به دانه های مدور شکر مانندی می شود که روی برگها و زیر درخت می ریزد . زمستان را بصورت حشره کامل می گذراند و اوایل اردیبهشت ماه معمولأ تخمریزی می کند و نوزادهای آن از شیره نباتی تغذیه می نماید تا تبدیل به حشره بالغ گردند .

    پسیل پسته حشره کوچکی است که اندازه آن ما بین 5/1 تا 8/1 میلیمتر می باشد ، رنگ عمومی بدن در حشرات بالغ زرد روشن و روی سینه ، لکه های کشیده ای به همین رنگ و کمی تیره تر وجود دارد . معمولأ  شکم به رنگ بدن است و اغلب دارای لکه های قهوه ای رنگ کشیده ای می باشد  که دور مفاصل شکم به شکل  دوایری دیده می شود .  رگهای بال زرد و دارای لکه های قهوه ای رنگی است . و فواصل آنها نسبتأ منظم است .

بقیه در ادامه مطلب >>>



ادامه مطلب


نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 13 مرداد 1392 :: نویسنده : A-j
پیغمبر (ص)فرمود :زمانیکه مهمان داخل منزل مومنی میشود با مهمان هزار رحمت و برکت داخل          منزل ان مومن میشود .وبعدد هر لقمه ای که مهمان میخورد ثواب یک حج و عمره در نامه عمل             میزبا ن نوشته خواهد شد.
 
بقیه ادامه مطلب





ادامه مطلب


نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 17 فروردین 1394 :: نویسنده : A-j
علی آباد سبزدشت مانند دیگر روستاهای منطقه از زمان انقلاب تا جنگ تحمیلی ایران وعراق با مال وجان خود سهمی در حفظ نظام وانقلاب داشته اند ،ونتیجه آن جانبازانی از این روستا وشهیدانی هستند که نام ویادشان همیشه جاویدان خواهد ماند .

«وَ لا تحْسبنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فی سبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتَا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ(۱۶۹) فَرِحِینَ بِمَا ءَاتَاهُمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ وَ یَستَبْشرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ(۱۷۰) یَستَبْشرُونَ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَ فَضلٍ وَ أَنَّ اللَّهَ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِینَ(۱۷۱)»

«البته نپندارید که شهیدان راه خدا مرده‌اند بلکه زنده به حیات ابدی شدند و در نزد خدا متنعم خواهند بود .(۱۶۹) آنان به فضل و رحمتی که از خداوند نصیبشان گردیده شادمان‌اند و به آن مؤمنان که هنوز به آنها نپیوسته‌اند و بعداً در پی آنها به راه آخرت خواهند شتافت مژده دهند که از مردن هیچ نترسند و از فوت متاع دنیا هیچ غم مخورند. (۱۷۰) و آنها را بشارت به نعمت و فضل خدا دهند و اینکه خداوند اجر اهل ایمان را هرگز ضایع نگرداند .(۱۷۱)»

شهید علی اکبر جلالی علی آبادی



   شهیدان زنده اند

    آقای حاج عزیزالله جلالی علی آبادی پدر شهید گرانقدر علی اکبر جلالی نقل می کرد: سال 1389 در سفری که همراه کاروان بنیاد شهید به زیارت امام رضا (علیه السلام) مشرف شده بودم. ما را به هتل محل اقامتمان راهنمایی کرده و اتاق هایمان را تحویل دادند. ساعت 11 بود که همراهانمان برای رفع خستگی راه، در هتل مشغول استراحت شدند. ولی من حیفم آمد قبل از زیارت استراحت کنم. لذا به صحن امام خمینی که به ما نزدیک بود رفتم دو رکعت نماز خواندم دیدم ظهر نزدیک است؛ با خود گفتم می روم ناهار می خورم بعد به حرم بر می گردم.

    بعد از صرف ناهار از طریق صحن امام خمینی به صحن بالا سر رفتم. پیش خود گفتم شلوغ است. ایام فاطمیه هم است از همین راه می روم پیر مردها را می برند و به حرم می رسانند. خدا خیرشان دهد، بلکه مرا هم ببرند. خادمی آن جا ایستاده بود گفت حاجی شما برگردید از صحن روبرو بروید. من گفتم: آقا آن صحن شلوغ است و من نمی توانم بروم. اگر از این جا بروم بهتر است. گفت: امام فرموده برگردید؛ من کارتون دارم. من نگاهی به این بنده خدا کردم. او گفت: تشریف ببرید.

    من به صحن جلورو رفتم. زیارت نامه ای پیدا کرده پشت سر خادمی که جلو درب ایستاده بود، زیارت نامه را کامل خواندم. چون آنروز دلم شکسته بود گریه بسیاری کردم. بعد باخود گفتم: حالا حرم شلوغ است کمی جلوتر می روم چشمم که به حرم افتاد سلامی می دهم و بر می گردم. رفتم جلو تا ضریح را دیدم. گفتم: - السلام علیک یا علی بن موسی الرضا- به ناگاه دیدم یک کوچه باز شد و گوشه ی بالا سر ضریح مشخص گردید. من خودم را به ضریح رساندم. ولی به قدری جمعیت زیاد بود که دیدم اگر ضریح را رها نکنم دستم را می شکنند.

    خواستم بروم نزد شیشه ای (که حایل بین زنان و مردان زوّار است) که دیدم یک نفر دست بر دوشم زد و گفت حاجی بروید زیارت کنید. با خود گفتم این کیست که مرا می شناسد. لذا برگشتم دیدم خدا بیامرز پسر شهیدم علی اکبر است. (شهید علی اکبر جلالی) من هیجان زده شدم و به او خیره خیره نگاه کردم. او هم به من نگاه   میجکرد. بعد گفتم: بابا مگر نمی دانی شلوغ است و من نمی توانم زیارت کنم. رویم را به طرف ضریح برگرداندم. او از روی دوش من گفت ای مردم بگذارید این پیرمرد هم زیارت کند. انگار که اختیار این مردم به دست او بود. کوچه ای به سمت ضریح باز شد و ضریح نمایان گردید. او به من گفت بابا بروید زیارت کنید. هرچقدر هم         می خواهید زیارت کنید.

    من رفتم جلو شبکه ضریح را گرفتم: و شروع کردم با امام درد دل کردن. حدود 10 تا 15 دقیقه من به ضریح چسبیده بودم و مردم از پشت سر من می رفتند. با خود گفتم: من نباید حق مردم را غصب کنم و زیارت بس است. به عقب برگشتم؛ دیدم هنوز علی اکبر آن جا ایستاده و اورکتی سفید بر تن دارد. ریشش هم جو گندمی بود. از روی دوشم گفت: بابا از من راضی شدی. به او نگاه کردم، گفتم: خدا پدرت را میامرزد. دوباره از روی دوش دیگرم نگاه کرد و گفت: بابا از من راضی شدی؟ باز گفتم: خدا پدرت را بیامرزد. بعد من همین که به قصد خواندن دورکعت نماز خواستم به سمت بالا سر حرکت کنم به پشت سرم نگاه کردم دیدم پسرم نیست.

شهید رضا جلالی علی آبادی





ادامه مطلب


نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :